Afghan Women's Network
AWN

Afghan Women's Network

مصؤنيت زنان و انتقال در افغانستان: بررسى موفقيت انتقال براى مصؤنيت طويل المدت و امنيت زنان

شبكه زنان افغان توسط زنان افغان در بيرون كشور در 1995 تاسيس گرديده كه نهاد مستقل دفاع از حقوق بشر زنان افغان و صلح ميباشد. 

معرفى

 

قبل از كنفرانس ناتو در شيكاگو، شبكه زنان افغان با بيشتر از 300  رهبران زن در هشت زون ولايتى كشور مشوره نموده، تا  درك زنان را در مورد انتقال امنيت، اشتراك آنها در انتقال، و تاثيرات انتقال به فعاليت، امنيت و دست رسى به فضاى عامه زنان را مستند سازد. انتقال توسط  كميسيون انتقال حكومت افغانستان و فعالين مربوطه بين المللى آن، ناتو، هماهنگ ميگردد. زنان افغان ميخواهد كه يقينى سازد تا نظريات و پيشنهادات  آنان در كنفرانس رهبران ناتو كه در ماه مى برگزار ميگردد، پاسخ داده شود.

 

در جريان مشوره، اكثريت زنان اظهار داشتند كه در پلان گزارى انتقال امنيت بصورت پر مفهموم اشتراك ننموده اند. زنان به اين عقيده اند كه در ولايات كه تا حال بصورت رسمى انتقال صورت نگرفته است، در تعين پلان ها، مراحل و فعاليت هاى آينده كه مربوط به انتقال مسوليت امنيت ميباشند، سهيم نخواهند شد. مشوره هاى اخير اشكار ساخت كه زنان باور ندارند كه  قواى امنيتى افغان به نيازهاى زنان افغان پاسخ دهى باشند و معيارهاى حقوق بشر را تامين نمايند. زنان افغان به اين نظر ان كه قواى امنيتى افغان ظرفيت و قابليت لازمه را جهت پاسخ دهى نيازهاى امنيتى اتباع افغان، بخصوص زنان و اطفال را ندارند. زنان همچنان به اين عقيده اند كه در سال هاى اخير براى ارتقاى ظرفيت قواى امنيتى افغان توجه كمتر صورت گرفته است، تا اتباع را به پيروى از قانون نافذه تشويق نمايند و حاكميت قانون را توسط مجازات افراد كه از قانون تخطى مينمايند، تقويه سازد. مگر، باز هم زنان علاقمندى زياد را در مورد ادامه فعاليت جامعه بين المللى در ارتقاى ظرفيت و تجهيز كافى قواى امنيتى افغان، نشان داده اند. 

 

در افغانستان پاليسى سازان اكيداً و مكرر ميگويند كه  انتقال صرفاً محدود  به انتقال نظامى و موضوعاتى امنيتى نميباشد، مگر تجارب عملى نشان داده است كه در عمل توجه كافى براى بهبود حاكميت قانون، حكومتدارى، و دست رسى به عدالت مبذول نگرديده است. همچنان، اين اشكار نيست كه چنين پروسه ها تا كدام حد امنيت زنان را متاثر ميسازد. انتقال بايد از ديدگاه واضح اتباع اغاز گرددكه در آن زنان و مردان افغان براى آينده بهتر مسؤليت ها را بدوش گيرند.  برنامه اخراج قوانى بين المللى ضرورى ميباشد،  مگر، اخراج سريع اين قوا سرمايه گزارى به حيات بشرى و منابع مادى كه بيش از 40 كشور جهان به سخاوت تهيه نموده است،   به هدر خواهد برد، همچنان تلفات زياد را كه قواى امنيتى افغان، و قربانى هاى زياد را كه زنان، مردان  و اطفال اين كشور متحمل گرديده اند. سازمان ها و فعالين زنان دست رسى بهتر به اجتماعات خويش داشته و در مورد چالش ها و عوامل نا امنى در اجتماعات شان آگاه اند، از اين جهت با اينها بايد مشوره صورت گيرد و در پروس شامل گردند  تا اطمينانى گردد كه  پلان هاى انتقال امنيت به موفقيت س تطبيق گرديده است. 

 

فشرده از دست آوردهاى مشوره

 

تشكيل واحد هاى پوليس محلى  يكى از چالش هاى بزرگى براى ولايات ميباشند، كه در آن ولايات اين واحد ها فعاليت مينمايند.  زنان به اين عقيده اند كه  موجوديت پوليس محلى، خانواده ها را مجبور ساخته اند كه به فعاليت زنان و دختران  محدوديت بيشتر وضع نمايند، زيرا خانواده ها نگران اند كه در موجوديت اين افراد مسلح زنان و دختران مصؤن نخواهند بود، در حاليكه اين مسؤلين امنيتى  نقشى رسمى را در اجتماعات خويش بدست مياورند.  در بيشتر از ولايات، زنان به اين عقيده اند كه ساختارهاى مشابه امنيتى در ولايات،  مانند پوليس محلى افغان، سبب استفاده  منابع مالى و بشرى هنگفت ميگردد، كه داراى تاثير محدود ميباشد. با زنان كه در زون قومندانى شرق مشوره صورت گرفت، مثال هاى متعدد ضياع منابع را نشان دهى نمودند و احساس نموده اند كه اين پول بصورت بهتر مصرف شده ميتوانست  اگر براى پوليس ملى افغانستان  تخصيص ميافت.  زنان همچنان ياد آورى نمودند كه پوليس محلى افغان  آموزش مناسب امنيتى و حقوق بشر را ندارند، از اين جهت نميتواند كه نه تنها نيازهاى زنان و وقوعات تخطى  عليه زنان را در سطح ولايت- و قريه- پاسخ دهند، بلكه واقعات متعدد ثبت گرديده است  كه پوليس محلى در اختطاف و تجاوز هاى جنسى دست داشته اند. تاثيرات افزاينده پوليس محلى اين است كه در بى ثباتى  نقش ايفا نموده است و بصورت فعاليت منازعات محلى  نقش ايفا نموده است.

 

در جريان مشوره دهى زنان نگرانى هاى خويش را در مورد اهميت حكومتدارى خوب، حاكميت قانون، و دست رسى به عدالت را شريك ساختند. زنان گفتند، تجربه نمودن دموكراسى براى 11 سال و تلاش ها برا حاكميت قانون و دست رسى به عدالت، بيشتر موضوعات و منازعات توسط مردان محلى افغان در شوراها (شوراهاى قومى و يا محلى) حل ميگردد، كه در آن بزرگان  محلى بيشتر تصاميم را اتخاذ مينمايند. حل منازعات در غياب زنان تا فعلاً يك چالش ميباشد. افزون بر آن، زنان به اين باور اند كه جامعه بين المللى توجه كمتر را براى بهبود دست رسى به عدالت رسمى، حكومتدارى خوب، و حاكميت قانون در ولايت نموده است. در تمام مشوره ها با زنان براى شفافيت و حسابدهى بيشتر حكومت و جامع بين المللى تقاضا صورت گرفته است. انتقال سياسى نسبت به انتقالى امنيتى ناديده گرفته نشود، در حقيقت زنان، اهميت انتقال سياسى را نظر به انتقال امنيتى مهمتر شناسايى نمودند. 

 

بصورت عموم زنان در مورد آينده افغانستان مطمين نيستند.  اينكه زنان  بصورت كامل  در انتقال دخيل نيستند و همچنان نيازهاى آنها نيز  در نظر گرفته نميشود، چنين معلوم ميشود كه  اين پروسه در انزوا قرار دارد. زنان در مورد عدم روشن بودند تعهدات حكومت افغانستان و جامعۀ بين المللى بعد از 2014 مايوس شده اند.  زنان همچنان در سطح رهبرى بصورت كامل شامل نيستند و به معلومات و تصاميمى كه در افغانستان اتخاذ ميگردد بصورت كامل دست رسى ندارند. 

 

پيشنهادات كليدى

 

  1. حمايه ارتقاى ظرفيت قواى امنيتى افغانستان بايد  به پاسخ دهى نيازهاى اتباع، بويژه زنان و اطفال توجه خاص نمايد. كه اين موضوع شامل تمركز به آموزش هاى وسيع پوليس ملكى و سازمانى ميباشد. واحد هاى پاسخدهى خانواده نيز يك وسيله مهم براى حل نيازهاى امنيتى زنان ميباشد، اين واحدها بايد بصورت مكمل تمويل گردد و در تشكيل آن اصلاحات به وجود آيد تا كه در مقام هاى عالى اين واحد ها زنان ايفاى وظيفه نمايند.
  2.   نياز به جلب و جذب بيشتر زنان در قواى پوليس، از طريق ايجاد و تسهيل محيط مناسب در ساختار و تشكيل امنيتى، آموزش كافى براى زنان پوليس كه در بست هاى بلند قواى امنيتى ايفاى وظيفه نموده بتواند، و ارايه حمايه كافى  براى مصؤنيت زنان  در چوكات قواى امنيتى نياز ميباشد.  
  3. آموزش و مشوره دهى قواى امنيتى افغان بعد از 2014 نياز است تا تاثيرات فعاليت هاى شان را در تطبيق قانون، حاكميت قانون، دست رسى به عدالت، پاسخدهى به نيازهاى زنان و اطفال را  درك نمايند. در اين نصاب آموزش  در مورد ارزش هاى اساسى مربوط به برخورد احترامانه با ملكى ها، چگونگى ايجاد اعتماد اجتماعات محلى، و چگونگى  فعاليت هاى موثر مردم با مردم  شامل ساخته شود. تاثيرات آموزش يكبار داراى تاثيرات كمتر نسبت به برنامه هاى متداوم داشته ميباشد. 
  4. 30 در صد از وجوهى را كه براى حمايه از قواى امنيتى افغانستان تخصيص ميشود، بايد براى جلب وجذب و بقاى زنان در قواى امنيتى افغانستان عليحده گردد. 
  5. تاسيس كميسيون مستقل نظارت جامعه مدنى تا بصورت دقيق  سهم، همكارى و اجرائت قواى امنيتى افغان را نظارت نمياند، و همچنان به وزارت هاى دفاع و داخله و ديگر فعالين مربوط فيدبك و پيشنهادات  ارايه نمايند.  هدف كميسيون بايد اين باشد تا پاسخدهى قواى امنيتى افغان را در برابر اتباع افغان بويژه زنان و اطفال انكشاف دهد. 
  6.  كشورهاى عضو ناتو بايد مشتركاً يك ستراتيژى جامع را انكشاف دهند و بودجه را شناسايى نمايند تا دست آورد هاى زنان را كه در 11 سال اخير بدست آورده اند، مراقبت و نگهدارى گردد.  انكشاف اين ستراتيژى و بودجه  بايد در مشوره با سازمان هاى جامعه مدنى زنان افغان صورت گيرد. 
  7. توانمند سازى زنان  الزامى و لازمى ميباشد: زنان نياز دارند كه  برايشان فرصت مهيا گردد تا  در نگهبانى دست آورد هاى 11 سال اخير فعاليت نمياند. براى انجام اين كار، نياز، به تقويه نقش زنان در جامعه  از طريق برنامه هاى ارتقاى ظرفيت تخنيكى براى زنان كه از برنامه هاى سواد آموزى تا ارتقاى ظرفيت هاى حقوقى ميباشد، است.
  8. پلان كارى براى زنان، صلح، و امنيت نياز جدى به توجه حكومت افغانستان و تعهد جامعه بين المللى براى تجهيز اين پلان دارد، تا اين پلان را انكشاف دهد.  پلان ملى كارى بايد مستقيماً به موفقيت روند صلح و امنيت در افغانستان تلقى گردد، و تطبيق آن بايد  در اولويت قرار گيرد. 
  9. حكومت افغانستان بايد  به مكلفيت هاى  ملى و وبين المللى خويش حسابدهى باشد و زنان را بصفت رهبر بپذيرند، و اشتراك آنها را در نقش تصاميم اتخاذ كننده اطمينانى سازد. 
  10. وجوهى را كه جامعه بين المللى  براى اصلاح سكتور امنيت، اصلاح قضايى و حكومت دارى خوب تعهد نموده است، بايد به مشروط به مشوره با زنان در پلان گزارى و عملى ساختن مراحل و همچنان شامل ساختن زنان در تمام ارگان هاى حكومتى، امنيتى و قضايى سازد.  

 

پيشنهادات كه در فوق ذكر گرديده است، ادامه سلسله از پيشنهادات مشخص است كه توسط زنان افغان، كه براى سهيم ساختن شان در پروسه هاى صلح و امنيت چندين سال فعاليت نموده است، انكشاف داده شده است. هر بار، زنان براى دريافت راهاى حل كه كدام كارها بايد صورت گيرد تا حالات زنان بهبود يابد، فعاليت نموده است. شبكه زنان افغان يك بار ديگر توجه پاليسى سازان را به يك تعداد از اين پيشنهادات مبذول ميدارد، كه ممكن  سند موقف زنان افغان براى بن و بعد از آن را مطالعه نموده باشد. اين انعكاس دهنده حقيقت است كه سطح جديت و توجه به خواست هاى زنان كه از سپتامبر 2011 نموده است، ارزيابى مينمايد. 

 

  1. سازمان هاى زنان بايد در ديزاين، نظارت و ارزيابى شاخص هاى  تاثيرات انتقال بالاى زنان شريك گردند. بخش از تصاميم انتقال بايد به اساس نتايج  همين نظارت باشد 
  2. استخدام پوليس محلى افغان و بديل ديگرامينتى بايد يك روند  شفاف امتحانى باشد، تا جنگ سالاران فعلى و سابق كه سوابق  ارتكاب تخطى حقوق بشر دارند، بصورت اتوماتيك  بخش از قواى امنيتى نگردند. يك بخش از پروسه امتحانى بايد به اساس اجتماع باشد، كه به گروپ هاى زنان و زنان ا اجتماعات اجازه ميدهد تا در مورد پيشينه جلب و جذب قواى امنيتى جديد گزارش دهند.
  3.   رهبران زنان در حكومت و جامعه مدنى بصورت متداوم تحت حملات قراردارند، در حاليكه اطمينانى ساختن مصؤنيت زنان بصورت كلى ضرورى ميباشد، مصؤنيت رهبران زن بايد بصورت يك اولويت به اساس نقش مهم را كه در اجتماع  بصفت نماينده گان تغير در مقابل عناصر محافظه كاران، كه ميخواهند افغانستان را به سال هاى 1990 ببرند، مبارزه مينمايند. 
  4. حكومت افغانستان بايد روند واضح گزارشدهى را در مورد موضوعات حقوق بشر و قوانين بين المللى كه افغانستان آنرا توشيح نموده، داشته باشد، و بايد نشان دهد كه قوانين افغانستان در مورد تعهدات قانونى بين المللى براى زنان در تضاد قرار ندارد. 
  5. يك كميسيون بين المللى مشترك به يادبود جنگ افغانستان بايد تاسيس گردد، تا تخطى هاى جنگ هاى سى سال گذشته  شناسايى گردد و پروسه مستند سازى جهت جلوگيرى از منازعات به وجود آيد. چنين تحقيقات بايد به محاكم قانونى نه انجامد، بلكى يك يادبود از جنگ و اغاز پروسه درمانى و صلح باشد. در غير آن، روش و نگرش معافيت از جرايم، افغان ها را به فرهنگ حاكميت قانون متحد نخواهد ساخت. 

 

ميتودولوژى مشوره

 

پيشنهادات فوق به اساس مشوره ها با رهبران زنان در حوزه هاى ولايات ذيل جمع آورى گرديده است.

 

حوزه يا زون ولايتى

ولايت كه تحت پوشش قرار گرفته

 مركز مشورتى ولايتى

شمال شرق

تخار،بغلان،بدخشان، کندز

کندز

مرکزی

بامیان ، دایکندی

بامیان

شمال

بلخ، جوزجان، سمنگان، فاریاب

بلخ

جنوب غرب

پکتیا ، پکتیکا، خوست

پکتیا

شرق

ننگرهار، نورستان، کنر، لغمان

ننگرهار

مرکز

کابل، لوگر، وردک، پنجشیر، کاپیسا

کابل

غرب

هرات، غور، فراه، بادغیس

هرات

جنوب

قندهار، هلمند، زابل، ارزگان، نیمروز

قندهار